سنجاقک

پسر دوست!
نویسنده : سنجاقک - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۱
 

مادربزرگم پسرها رو خیلی دوست داره!تا بچه بودم حس نمیکردم اما به محض اینکه وارد دنیای بزرگترها شدم هر روز بیشترو بیشتر حس پسردوستانه ی مادربزرگ رو درک کردم!!

از نظر مادربزرگم مرد یعنی ستون خانواده یا حتی جامعه! زن هم یعنی مامور تحکم سازی این ستون!

مثلا من همیشه باید با سفری موافق باشم که مرد خانه پیشنهاد میکند چون روحیه ی مرد های ما بسی مهمتر هست،یا مثلا قرمه سبزی جا افتاده با روغن و لیمو عمانی فراوون رو بیخیال بشم و برم کوفته ای رو که حتی از دیدنش هم اکراه دارم بپزم چون مرد خانه علاقه ی شدیدی به اون داره!!و خیلی کارای دیگه.

اوایل فکر میکردم این دستورات بخاطر ارتباط خونی نزدیکی هست که مادربزرگ با اقای همسر دارن اما بزرگتر..تر که شدم باورم شد که نه! همه ی مردها برای مادربزرگ مهمند!! مثلا  یه بار ساندویچ نون و پنیرش رو داد به راننده ای که مسافت زیادی رو باهاش بود و گفت" بخور ته دلت رو بگیره تا برسی خونه!!" تازه کلی هم از خانم راننده شاکی بود که چرا اینقدر زنگ میزد بهش،اخه نمیگه اعصابی برای این مرد نمیگذاره!!یا مثلا از بچه های هسایه میخواد هرچی میخوان بپر بپر کنن تا وقتی باباشون خسته از راه میاد ساکت باشن و بزارن استراحت کنه!

ازین موارد خیلی دیدم..همیشه هم با خنده همه ی خرده فرمایشات رو اجرا میکنیم!!

از نظر مادربزرگ باید به همه ی مردها احترام گذاشت..چه فامیل باشند چه همسایه چه راننده..فرقی ندارد چه دختر باشی چه عروس بهرحال وظیفه ات احترام است وبس..ثابت کرد که همه جا یکرنگ اند...من اما به یکی بودن رنگ خودم مشکوکم!!