سنجاقک

خیاطی با اعمال شاقه!
نویسنده : سنجاقک - ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٦
 

نمیدونم این فرهنگ ستیز با خیاطی از کجا اومد!تا یادم میاد دخترایی که یکم از من بزرگتر بودند به قبل،همه مهمترین دغدغه شون قبل از ازدواج اموزش خیاطی بوده.زمان ما که رسید شاید بخاطر همین بین همسن و سالها اموزش خیاطی معروف شده بود به یکی از ابزار شوهریابی!و اینطور شد یکی از ده هنری که باید از انگشتمون میبارید نیازش روبروز کمرنگ و کمرنگتر شد و در پی اون چرخ خیاطی هم شد یک قلم تشریفاتی در زندگی ماها..

سالها بدون چرخ خیاطی بودم.البته نیازی هم نداشتم چون چرخهای پیشرفته صنعتی در اختیارم بود.اما یکی دو سالی که با شستن هربار لباس بچه یجاییش در میرفت مجبور شدمو خریدم.

حالا هم بیکاری و البته نیاز به خیاطی باعث شد همون مهدی که دخترم میره کلاس ثبت نام کنم.

نکته ی جالب این دو جلسه ای که رفتم اینه که هنرجوها همه میخواند ره صد ساله رو یک شبه طی کنند..نه به اونها که یادگیری خیاطی رو دموده میدونن نه به اینها جلسه ی اول همه میخواستند لباس مجلسی! بدوزند.جلسه ی دوم یکیشان پارچه نسبتا گرونی اورده بود با قواره ی کت و دامن!! اون یکی پنجاه سانت پارچه ی مشکی اورده بود که بعدا با کتی که قراره بدوزه برای مجلس ستش کنه!

گویا کلا ما عادت داریم که همیشه به یک وری غش! کنیم..خب شامل حال خود من هم میشه..سالیان سال بیکار بودمو نیاز به یادگیری داشتم..اما باید میگذاشتم دقیقا همین الان که با ی بچه ی شیطون که کلاسم بعد از ساعت مهدش شروع میشه برم تا هم استرس بهم خوردن نظم کلاس رو داشته باشم هم نگران باشم از چشم پزشکی زنگ بزنن همین الان پاشو بیا مطب!