سنجاقک

گوجه سبز با طعم کودکی
نویسنده : سنجاقک - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٧
 

یکی از بدترین شکنجه های روحی که میتونست کسی درحقم بکنه این بود که بیاد کنارم بشینه قرچ قرچ گوجه سبز بخوره!!
ینی نفرت انگیز ترین خوراکی ای بود که تو عمرم دیده بودم..فصلش که میشد ماتم میگرفتم یکیش بخاطر همین صدای خوردنش که از ناخن به دیوار کشیدن برام غیرقابل تحمل تر بود یکی هم وقتی میرفتم میوه فروشی همواره باید به خودم یاداوری میکردم که نگاهم به اون سمتی که این میوه هست نره!!دردم یکی دوتا هم نبود،جلوی هرکسی هم اینو میگفتم هاجو واج نگاهم میکرد فقط نگاه!

طی این چند سال هرگز پاش به خونه ی ما باز نشده بود.خیلی از میوه های ترش دیگه هم جز البالو البته!

چند وقتی هست ذائقه ام تغییر کرده.دیگه علاقه ای به خوردن اونهمه شیرینی که قبل میخوردم ندارم.ترشی لواشک ابغوره همه اینها که رنگ خونمون رو ندیدن پاشون به خونمون باز شد!

هفته ی قبل رفته بودیم مهمونی.ناخوداگاه دستم رفت به سمت گوجه سبز..ای دل غافل،،،طعم کودکی ام رو میداد.منو با خودش برد به رویا!!شاید بیست سالی بود لب نزده بودم!

دیروز با دخترک گوجه سبز خریدیم..دوست نداره ولی چنان تعجب انگیزه براش که مامانش چطوری با ولع میخوره که اخبارش رو به اطلاع همگان میرسونه!خب این تغییر ذائقه برای خودمم عجیبه.

ولی واقعا لذتی که در خوردن ترشی جات هست هرگز در شیرینی جماعت نیست!