سنجاقک

تجربه ی مادربزگم!
نویسنده : سنجاقک - ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٥
 

از خیاطی هیچ سر نمیارم..نه اینکه کلاس بذارم،نه!!اصلا ازین زنهایی که همه فکر و ذکرشون ناخنهای لاک زده شون هست و اندازه ی خط چشمهاشون خوشم نمیاد،همینها که از افتخاراتشون هست که نه اشپزی بلدند نه خیاطی نه بافتنی..

من عاشق زنانگی ام!پیش نیومد که دنبال یاد گرفتن خیاطی بروم..چند روز پیش زیب دوختن لازمم شد..کلی مطلب سرچ کردم فیلم دانلود کردم اخر سر ناامید نگاهم افتاد به بالشی که مادربزرگم برام دوختن..همه جاش رو نگاه کردم و در نهایت موفق شدم که خیلی خیلی تمیز کارم رو انجام بدم!

خیلی جالب بود که در عصر سرچ و دانلود و ..هنوز هم مادربزرگم حرفهای بیشتری برای گفتن دارند!