سنجاقک

خوش بحال اونایی که گوشت دوست ندارند!
نویسنده : سنجاقک - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٤
 

رفتم مهد دنبال دخترم

سر راه یه قصابی هست که از جلوش که رد شدم دست و پای یک گوسفند رو بسته بودن و قصاب داشت بالی سرش با تلفنش حرف میزد گوسفنده عین بید میلرزید بد جور دلم گرفت..

برگشتم حدود یه ربع بهد بازم همچنان تک و تنها اونجا بودو میلرزید!

کلی عکس و مطلب از دو تا جانی و زورگیر اینروزها با هم به اشتراک گذاشتیم و نظر دادیم کلی مخالف و موافق! دریغ از یک دفعه که دلمان برای این موجود بی گناه به رحم بیاید..حداقلش این هست که ازارشان تا بحال به کسی نرسیده است..تازه وقت سرخوشیهامون باید جلوی پایمان نفس یک موجود بیگناه رو بگیریم یک موجود زنده که درک میکنه و مفهمه..این چندمین بار بود که این صحنه رو میدیدم!

خدایا حکمت اینکه باید یک نفس کش دیگه رو نابود کنیم تا خود زنده بمانیم چیست؟؟؟