سنجاقک

نگهبان کوچک من!
نویسنده : سنجاقک - ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٧
 

صبح با صدای صحبت بابا بیدار شده بره مهد..میگیم فردا باید بری..راضی نمیشه!

بابا میگه امروز اقاهه میخواد بیاد فرشها رو ببره ازونجایی که کلا حس خوبی نسبت به این قضیه نداره سریع میره روی فرش میخوابه نگهبانی میده تا اقاهه فرشامونو نبره!!!