سنجاقک

شوهر نخواستیم!
نویسنده : سنجاقک - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱۸
 

تو جامعه ای زندگی مکینیم که هویت یک زن وقتی شکل میگیره که یک مرد یا به عبارت بهتر یک شوهر در کنارش باشه!مقیاس سنجش اعتبار یک زن دقیقا برمیگرده به اعتبار مردش!!خود به تنهایی معنایی ندارد..

رفتم دیدن یکی از دوستان عزیزم!جدیدا با خواهرش تو یه اپارتمان زندگی میکنند.بخاطر همین هر وقت میرم خواهرشم میاد اونجا..

شاید سه یا چهار بار دیده باشمش..هر بار حین احوال پرسی سراغ خانواده ی همسر رو میگیره..بعد که میشینیم انگار که از واجبات معاشرت باشه میپرسه "خواهر شوهرات شوهر نکردن"؟؟؟و هربار میشنوه نه!

میگه چند سالشونه؟؟خودش جواب میده به چهل میخورن!

میگه دخترای خوبین که!باز خودش جواب میده این نسل فدای جنگ شدند اخه مردهایی که سنشون به اینها میخورد شهید شدند و ...

میگه... خودش جواب میده..

.

.

خسته میشم ازین رفت و امد..رفت و امدی که قدیم ترها کلی انرژی بهم میداد به اندازه ی چندین روز..ناراحتم ازینکه روزی مجبور باشم دوست جانم رو بخاطر خواهر مبادی ادبش ترک کنم..

نمیدونم چطور به این موجود بفهمونم که آغا اینا شوهر دوست ندارند.. آقا بالا سر نمیخوان..نشده...به من چه...نمیدونم..نپرسیدم...

خیلی ناراحتم!