گذری بر تاریخ!

هشت سال پیش وقتی کروبی روی بیلبوردای تبلیغاتیش میزد 50000 ریال زیرشم خیلی ریز میزد بالای هجده سال همه میخندیدن!

یادمه تعطیلات خرداد رو دست جمعی رفته بودیم اب و هوا بحث سر همین بود..یکی میگفت من زن میگیرم!یکی میگفت میرم ده بیست تا بالای هجده رو به فرزندخواندگی میپذیرم..یکی میگفت پیر شده مغزشم فسیل شده..خلاصه شده بود طنز محافل از ب که دور از عقل میومد این کار!

حالا اما روزها و سالها ازون داستان میگذره و نه تنها اون هزینه پرداخت نشد بلکه به همه ی افراد داده شد و جالبتر اینکه حالا اقای نامزد میاد با اقتدار! میگه حق مردم ماهی 65 هست در ماه! طی زمان چه تغییراتی که در ما ایجاد نمیشود!


دیشب وقتی دکتر ولایتی خاطره ی گفتگوهای قدیمی بین وزرای امور خارجه رو تعریف کردند خیلی دلم گرفت!خداییش حق ما این نبود

/ 3 نظر / 4 بازدید
سمیرا

سلام عزیزم ممنون که سر زدی خوشحال شدم. وبلاگت قشنگ بود همه مطالبش امیدوارم همیشه موفق باشی برای منم دعا کن لطفا بازم بهم سر بزن[گل][خداحافظ]

مهسا

هنوز باور نمی کنم. اون موقع به حرف کروبی می خندیدم ولی بعد با ما چه کردند. بدون اینکه کسی بفهمه چی شد هر کاری خواستن کردن[گریه]