فهیمه رحیمی

از آرزوهایم شده بود که پنجره را بخوانم..مدتی بعد به لطف آپاندیس دوستم که به مناسبت عملش برایش هدیه اورده بودند من هم به ارزویم رسیدم..دو روزه تمامش کردم و چون هنوز وقت داشتم برای تحویل کتاب دلم نیامد پس اش بدهم دوباره از اول خواندمش..

تمام سطر به سطرش را هنوز یادم هست..تا مدتها ذهنم درگیر کتاب بود..رویایی شده بودم..حتی سه سال بعد باز هم خواندمش

اتوبوس،بوسه تقدیر،فاخته،تاوان عشق،زخم خوردگان تقدیر،پاییز را فراموش کن،و..رو خواندم..

اون موقع ها سوم راهنمایی بودم!شابد ده دوازده تا رمان دیگه غیر از کتابهای ایشون رو خونده باشم.اما فهیمه رحیمی اولین نویسنده ای است که من با اسم ایشون وسبکشون اشنا شدم!!

امروز از بین ما رفت اما یادش برای همیشه با خاطرات شیرین نوجوانی ما پیوند خورده است..

روحش شاد..

/ 5 نظر / 9 بازدید
BBjeeZ

..ღ♥ღ ..ღღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ...ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ .......................ღ♥ღ ...........ღ♥ღ...ღ♥ღ ...........ღ♥ღ ...........ღ♥ღ.........ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ..ღ♥ღ.......ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ......ღ♥ღ.....ღ♥ღ.....ღ♥ღ ...........ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ ......ღ♥ღ ...........ღ♥ღღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღღ♥........ღ♥ღ ....................................................ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..........................@@..@@.............ღ♥ღ ..............................@@................ღ♥ღ ..............................@@...............ღ♥ღ

مریم

واقعا فهیمه رحمی فوت شدن؟!!![تعجب][ناراحت][خنثی]

یک زن چاق

سلام. دوست دارم بهم سر بزنی و تو این دوره یی شروع کردم کنارم باشی مجازی نادیده ام. ممنون

آرزو

منم کلیییییییییییی با داستاناش خاطره دارم ....روحش شاد.