حکایت خوردنیهای ما!

یک بار که صحنه ی سر بریدن یک گوسفند رو دیدم تا مدتها از خوردن هر چیزی که گوشت در اون بود اکراه داشتم،بنظرم خیلی ظالمانه اومد..حتی نوشته "قزل الای زنده"رو هم که میبینم حس بدی بهم دست میده..

یه روز تو یه مهمونی یه خانم برزیلی رو دیدم که به شدت دلش هوای وطنش رو کرده بود و خوراک مخصوص گربه شون رو! اولش خند ام گرفت ولی بعد که گفت حاضر نیست غذایی رو که با گوشت گوشفند پخته شده لب بزنه بنظرم طبیعی اومد گذاشتم بر حسب عادتی که هر دو از بچگی داشتیم!

امروز برنامه ای رو دیدم که در مورد خوراکهای کشورهای مختلف بود..مثلا گوشت خوک رتیل سرخ شده!!! قورباغه ی زنده ی سرخ شده!!! الت تناسلی خوک!!!

خیلی چیزای دیگم بود که من از شنیدنش هم حالم دگرگون میشد!

درسته هیچ وقت جواب قانع کننده ای برای اینکه چرا دختر ها نصف پسرها ارث میبرن یا اینکه من خودم رو ازار بدم تا یه موجود دیگه از گناه در امان بمونه و خیلی موادر اینگونه پیدا نکردم ولی دیگه تقریبا ایمان دارم هیچ اتفاقی بدون حکمت نیست و خوشحالم که همه اینها قرنها پیش در قرآن ما به ثبت رسیده و نمونه اش هم حکایت همین خوردنیهای ماست..فکر میکنم باید به یقین برسم که برای سوالاتی هم که در ذهنم هست حتما جوابهای قانع کننده ای وجود دارد!

/ 7 نظر / 16 بازدید
مهسا

من فکر می کنم چون دختران از شوهر هم ارث می برند برای همین نصف پسر ارث از پدر می برند.البته این فکر منه و نمی دونم چقدر درست باشه فقط نمی دونم اگه دختری ازدواج نکرد تکلیفش چیه؟ در مورد حجاب هم من یک نظری دارم که کاملا مربوط به خودم میشه و نمی تونم بگم[چشمک] و اما در مورد خوراکیها خوشحالم که از این جونورها نمی خورم[سبز]

مریم

خیلی ممنونم زری جون... خب پس از حرف هات می شه جمع بندی کرد که دختر تو تازگی ها استانه دوسالگی رو پشت سر گذاشته و این برای اینکه کودکی هنوز حرف نزده باشه توی این سن،دیر نیست..و از طرف دیگه پس زمینه هایی ارثی هم داره..و به جز اون تازگی ها کلمات و جملاتی رو به زبون می یاره که با مفهوم هستن و خودت متوجه می شی و روباط عمومی اش هم بالاس... خب دختر جون تو که انقدر گفتی دخترک من حرف نمی زنه و حرف نمی زنه،که من دیگه ترسیده بودم.. پس خدا رو شکر که همه چیز عادی یه!!..اگر قرار بود چیز غیرعادی ای وجود داشته باشه و نیاز به کمک به کیانا برای شروع حرف زدنش باشه،من یه نقشه هایی داشتم!!!!!!!!!!!!!!! پس دیگه لازم نیست که من اقای همسر رو وارد عمل کنم!!خدا رو هزار مرتبه شکر که همه چیز عادی هست.. مرسی زری جونم که بهم اعتماد داری..دوستت دارم.کیانا رو ببوس

مهاجر زمان

واااااااااااااااااااااااااااااای گوشت خوک اونم.... [سبز][سبز][اوغ] چه میکنیم ما آدما!! موافقم با حکمت خدا[لبخند]

مهربانو

ما که کلا مصرف گوشت رو داریم کم می کنیم و تقریبا به یک سوم سال قبل رسوندیم! بنظرم حیوونا حس دارن، درک و شعور دارن دلم نمیاد بی رحمانه هر روز سفره بندازیم و طی مراسمی بشینیم گوشتشونو به دندون بکشیم!! حالا هر حیوونی... نظرت چیه؟

ريحانه

سلام همه مطالب اين صفحه رو خوندم جالب بودن

ريحانه

سلام همه مطالب اين صفحه رو خوندم جالب بودن

زهره

سلام مطلب خوبی بود و در همین برنامه چیزی که خیلی من رو متاثر کرده خوردن حیوانات زنده بود که هنوز احساس غمی توی دلم می کنم و صحنه هاش جلوی چشمامه متاسفانه باید یکم زمان بخوره تا از توی ذهنم بره بیرون