دختر شیرینی فروش

مترو که میرم دلم میگیره..

میرم واگون بانوان تا راحت باشم اما صداهایی که تو واگن نواخته میشه ازارم میده..

خانمم کلبپس روسری میخوای دارم..رژ لبای مارک دار خانمم..خط چشم های اصل خانمم لاکای خوشرنگ دارم

کسی کاور کنترل نخواست؟

خانما لواشکای بهداشتی..

و خیلی چیزای دیگه..

مثل مامانم مدافع حقوق خانمهام..هر کار اقتصادی رو که بشنوم خانمها انجام میدن مشتاقانه پیگیری میکنم..مثلا همین عید با یه خانمی اشنا شدم که شیرینی خونگی میفروخت و کلی ازش خرید کردم کلی هم پزش رو دادم..بعدشم کیک تولد دخترم رو..

خونش رو که دیدم هز از دلم رفت،در اوج شلوغی کار داشت با پسرش تمرین ریاضی کار میکرد،خونش هم بود عین دسته ی گل وقتی وارد ساختمون هم میشدی که بوی شیرینیهای داخل فرش مشامت رو نوازش میکرد..

خیلی برام سخته که وقتی کسی ادرس مزونی رو ازم میپرسه بگم من به یه اقایی میدم که کارش خیلی عالیه و کلی تعریف از کارش کنم..میتونست این اقا یکی از همون خانمهای توی مترو باشه..فکر نمیکنم خیاطی کردن یا شیرینی پختن سخت تر از دست فروشی در مترو باشه!

زندگی قشنگ تر میشه وقتی برای هویت خودمون ارزش قائل باشیم..

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
مهسا

خوب درسته که منم از دیدن همین صحنه ها توی مترو داغون می شم ولی من مثل شما فکر نمی کنم شاید واقعا مجبورند که این کار را می کنند. هیچی مثل دیدن دختران جوان که گاهی فکر می کنم شاید دانشجو باشند توی این صحنه ها داغونم نمی کنه[گریه]. شاید واقعا امکانات تهیه شیرینی و یا خیاطی کردن را ندارند (شما فکر کن دانشجوی شهرستانی باشی چه جوری و کجا می خوای این کارها را بکنی؟)

کلاغ بانو

سلام راستش به نظر من ایرادی نداره.اونها شاید مهارت خیاطی کردن یا شیرینی پختن رو ندارن.و به نظرم خیلی کارشون راحت تر از دست فروشای کنار خیابونه که چادرشونو تا زیر ابرو می کشن پایین و یه ماسک تا زیرش می زنن و دستکش دست می کنن و شورت و یاپورت می فروشن.